تبليغاتX
شهریاران

زندان زندان است

دوشنبه هشتم تیر 1388
در زندان بزرگ ِ سبز و پردرخت

زندان کوچک و تاریک و نموری است که من امشب را آنجا میگذرانم

اگر اینجا دنبال چیز تازه این میگردی

آن را نخواهی یافت

زندان زندان است,

تنگ و تاریک

روشن و سبز

نمور و چندش آور

با تخت خواب

بی تخت خواب

زیر زمین

روی کوه

 اینور دنیا

آنور دنیا

 در ذهن من

ویا در قلب تو

زندان زندان است.

اینجا تنها زندانی در زندان است.

.................

از همه ی دوستانی که در این مدت ابراز لطف کردند سپاسگذارم

 

رنگی که نابینایان هم می بینندش

سه شنبه پنجم خرداد 1388

وقتی دستبند سبز رو به دستش دیدم هم خوشحال شدم و هم شگفت زده. آخه یک دختر نابینا از رنگ سبز چی می فهمه؟ ازش پرسیدم: تو هم طرفدار میرحسینی؟ گفت: آره. هم طرفدار میرحسین و هم خاتمی. اینرو هم خواهرم برام آورده. اون تو ستاد میرحسین کمک میکنه. گفتم: منم مچ بند سبز دارم و دستش رو گرفتم و روی مچ بندم کشیدم. ذوق زده شد و در همون حالت  گفت: تازه خواهرم گفته برات از اون مچ بندهای قشنگ 88 میارم. گفتم: اتفاقا منم از همونا دارم و مچ بندم رو باز کردم و به دستش بستم. خیلی خوشحال شدیم.

اینها حرفایی بود که یکی از دخترخانومای همکارمون تو ستاد88 که به صورت داوطلب به دانشجوهای نابینا کمک می کنه دیروز برامون تعریف کرد. چه معجزه ایه این رنگ سبز و این ستاد88.

 

 

تفاوت مارادوناها و علي كريمي ها

چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388

1 - اين مطلب نه يك گزارش ورزشياست و نه يك تحليل فوتبالي ؛ بلكه كاملا مربوط به عرصه ی سياست ورزي است.

2 – قديمي ترها بازي معروف آرژانتين و انگليس را به ياد دارند ، همان بازي معروف كه در آن مارادونا از زمينخودي پا به توپ شد ، چندين بازيكن انگليسي را دریبل زد تا به دروازه و دروازه بانرسيد ، بعد با مهارت بي نظيرش توپ را از دروازه بان عبور داد و به تور دروازه حريف چسباند...


ادامه مطلب
 

برای زینتهای 88

یکشنبه ششم اردیبهشت 1388

همانطور که میدانید 5 چندی پیش در خلال سخنرانی میرحسین موسوی در مشهد، چند تن از دوستان هشتادوهشتی مان بوسیله اسپری فلفل که از سوی برادران (....) منتشر شد مسموم شدند و سه تن از آنها راهی بیمارستان شدند. یکی از این سه تن، زینت محرری عضوشورای مرکزی ستاد 88 استان خراسان رضوی است. زینت خانم از بچه های بسیار فعال ستاد هست و از آنهایی است که توانایی این را دارد که در آن واحد چند کار سخت را مدیریت کند. روز 5شنبه هم از آن روزهایی بود که زینت چند کار سخت را باهم انجام داد. اول اینکه مجری برنامۀ سخت و سنگین مهندس موسوی در دانشگاه فردوسی مشهد بود. به دلیل اینکه من از پیشنهاد مجری گری او دفاع کرده بودم و قرار بود زینت را در اجرای برنامه همراهی کنم، خیلی از دانشجویان پیش من می آمدند و از بابت اینکه او نتواند چنین برنامه ای را مدیریت کند اظهار نگرانی می کردند. اما او مثل همیشه از عهدۀ آن کار سخت و وحشتناک ( باید آنجا می بودید تا معنی وحشتناک را درک کنید) خوب برآمد.

دومین کار سختی که زینت انجام داد و همان کار منجر به مصدومیت و مسمومیت او شد، مسئولیت سرتیمی بخشی از انتظامات سالن بهشتی مشهد، در هنگام سخنرانی میرحسین بود. هنگامی که او در حال انجام وظیفه اش بود، یکی از برادران  (...) از ازدهام جمعیت سوءاستفاده می کند و با اسپری به سمت مردم حمله ور میشود. حد اقل 10-12 تن از حضار مسموم می شوند که حال سه نفر از بچه ها وخیم می شود و  با آمبولانس راهی اورژانس بیمارستان فارابی می شوند.  داوود دلفراز، امین درگزینی و زینت محرری، از کسانی بودند که دچار مسمومیت شدید شدند.

امروز که برای پیگیری حقوقی ماجرا به ستاد مرکزی مهندس موسوی در استان رفته بودم، وقتی زینت محرری را دیدم یادم آمد, درست سال گذشته در همین حوالی از سال، در جریان دور دوم انتخابات مجلس هشتم، در یک مناظرۀ انتخاباتی در دانشگاه پیام نور مشهد، یکی از برادران (...) اقدام به اسپری پرانی کرد و از قضا اسپری اش را کاملاً توی صورت زینت خالی کرد و بازهم او به بیمارستان منتقل شد. بعد فکر کردم عجب صبری دارد این دختر که بعد از آن فاجعه بازهم یک سال تمام با همۀ فشارهای اجتماعی و خانوادگی به کارش ادامه می دهد. می دانم که او هنوز به خانواده اش در بارۀ علت گرفتگی صدا و قرمزی چشمانش در این چند روز چیزی نگفته است و احتمالا دلیل آن را حساسیت و سرما خوردگی بیان کرده است. با خودم فکر کردم عجب بچه های توپی در 88 و مشارکت داریم. زینت فقط یکی از آنهاست. مثلا نوید ظریفیان و بهجت شوشتری از کسانی هستند که بسیار کار می کنند و کم توقعند و حتما هیچ کدام از شما خوانندگان وقتی خبر مراسم پر شور میرحسین در دانشگاه فردوسی را خواندید اصلا نمیدانستید که آنها زیر بار برگزاری آن مراسم له شدند؛ و یا از آن 8-7 نفر دیگری که دچار مسمومیت شدند نامی نشنیدید. مثل حسین احمدنژاد و سارا سلحشور.

از همین جا تمام عشقم را نثار همۀ جوانانی می کنم که جان فشانیشان مانند الماس موجب درخشش «88» در آسمان ایران شده است. آنهایی که همه زینت 88 اند.

آنهایی که با عشق به خاتمی، برای موسوی کار می کنند.

- پانوشت:

مسئلۀ ناراحت کنند برایم وقتی بود خیلی ها در ستاد میرحسین از کنار زینت رد می شدند، نگاهی به او می انداختند و رد می شدند، بدون آنکه از او حداقل قدردانی زبانی بکنند.

 

اینجا یک تشکیلات کار می‌کند

چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387

در عکس می بینید که وسط میدان امیرچخماق یزدَ مهدی گیلانی -نایب رییس استان- تماس گرفته و داره آخرین اخبار 88 رو می ده

حمایت سروش از خاتمی، حضور جلایی پور در مشهد، برگزاری مجمع عمومی شهرستانها

طی هفتة گذشته هرچند خارج از استان بودم اما، از اخبار  و اطلاعات روی داده در استان، لحظه به لحظه خبردار می‌شدم. (در عکس می بینید که وسط میدان امیرچخماق یزدَ مهدی گیلانی -نایب رییس استان- تماس گرفته و داره آخرین اخبار رو می ده)  جلسات کمیته ها، مجمع عمومی های شهرستانها و حتی جلسة شورای مرکزی بدون حضور من برگزار شدند و آب هم از‌آب تکان نخورد. خیلی خوشحال کننده است که مجموعة ستاد 88 در استان به صورت منظم و سیستماتیک فعالیتهای خود را انجام می‌دهد  و اصلاً قائم به شخص نیست. این اتفاق دو علت دارد. اول اینکه همانطور که گفتم بیشتر کارهای به صورت تشکیلاتی و سیستماتیک انجام می‌شود. دلیل دوم هم حضور افراد توانمند در مچموعة ستاد88 استان است  (که به لطف خدا از این بابت کمبودی نداریم)....


ادامه مطلب